باران محبت
تو کلام آخر عشق تنهاتر از خدا منم .
سلام ... یه سلام دوباره ... یه سلام دوباره اما خسته ... یه سلام دوباره اما خسته و بی حوصله ... یه سلام دوباره اما خسته و بی حوصله به شما ... یه سلام دوباره اما خسته و بی حوصله به شما دوستان عزیز . امیدوارم عزاداریمون برای آقا امام حسین (ع) مورد قبول حق قرار گرفته باشه ... خدایا شکرت بابت همه چیز ... این یادگاری یکی از بروبچ تو دفترچه خاطرات ... تا که بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی هم نفسی تا که رفتیم همه یار شدند تا که خفتیم همه بیدار شدند تا های بعدی بای ... . سلام دوستای گلم شهادت سیدالشهدا و یارانش را به همه شما تسلیت میگم . مثل اینکه آقاخواست که امسال هم تو هیات خودمون براش عزاداری کنیم . ممنون که اومدید پیشم . جاتون خالی تا رسیدیم جلوی در پادگان اجبشیر دنبال نوشته خر میای آدم میری میگشتیم ولی پیداش نکردیم . همون اول که رفتیم تو پادگان یه دژبانی بود اسمش حبیب بود همچین رفتاری با ما کرد که با زندانیای زندان اوین چنین رفتاری نمیکردن . خلاصه تمام خوشحالی بچه ها همونجا به عزا تبدیل شد. تازه فهمیدیم اومدیم خدمت . به قول بچه ها اینجا ارتشه خونه خالتووووووون نیست . چه شب بدی بود اون شب . خلاصه گذشت . با بچه ها رفیق شدیم . رفتیم خوابگاه . رو تخت ها نبود دو روز بچه های ترخیص شده رو میدیدیم داغمون تازه میشد . ولی با تموم ای حرفها وا قعا خدمت همش خاطره هست . فرداش بچه ها همه با هم رفیق شدیم . کلا اجب شیر سه تا گردان داره . هر گردان شش تا گروهان . هر گروهان هم 200 نفر و دو تا خوابگاه . بچه ها از همه جا بودن ترک های تبریز و اردبیل . کردهای کرمان شاه و سنندج که بچه های سنندج سنی هستن . خیلی دوست داشتم ببینم سنی ها چه جور آدمی هستم . خداییش تو مرام و معرفت کم نمیارن . اعتقاداشون هم از ما شیعه ها بیشتره . انگار اونا از ما مسلمانترن . کلی با هم رفیق شدیم . اسمهاشونم خیلی جالبه . سوران . زانیار . سیروان و ... خلاصه تا سه شنبه صبح باید پادگان باشیم . و یه معذرت خواهی از یه سری از دوستان . امیدوارم که ببخشن منو ... بازم به من سر بزنید . احتملا ایندفعه برم تا چهل روز دیگه خبری ازم نیست . بازم تشکر از همتون تا بعد که نمیدونم تا کی خیال کردم که سربازی دو سال است نمیدانستم تمام عمر یک جوان است التماس دعا دارم از همتون . سلام دوستای گلم ممنون از همتون که پیشم میاین و ممنون که اومدید . یه شعر مینویسم خودتون متوجه میشید که میخوام کجا برم . خوشا روزی که من پنج ساله بودم توی اون کوچه ها آواره بودم چرا مادر مرا بیست ساله کردی توی این پادگان آواره کردی گروهبانا مرا بیچاره کردن لباس شخصیم رو پاره کردن لباس سربازی رنگ زمینه که مادر غم مخور دنیا همینه دم دروازه تبریز رسیدم صدای تبل و شیپورو شنیدم نوشتم نامه ای روی گل یاس به سربازی میروم با کله ی تاس نوشتم نامه ای با برگ چایی کلاغ پر میروم مادر کجایی ................. خوب حتما متوجه شدید کجا میخوام برم . این آهنگم تو گوشی ها هست . حتما گوش دادید. دیگه نوبتی هم باشه نوبت ما شده که بریم دوران خوش خدمتو بگذرونیم . خلاصه ایام خدمت هم بهترین ایام برای یه پسر هست دیگه شایدم بدترین !! از شانس بد کد خدمتی من افتاده اجبشیر . حتما اسمشو شنیدید . اگه نشنیدید از پدر گرامیتون بپرسید تا بگن کجاست . دهنم سرویسه. از سرما حتما یخ میزنم . حالا خوبه با دوتا از دوستای فابم هم خدمتیم . درسته اولش سخته ولی به قول بروبچ همش خاطره هست . اون خاموشی 8 شب و اون بیداری 4 صبح ... وایییییی . ولی خداییش اصلا ناراحت نیستمااا ... فقط از اینکه باید کچل کنم ناراحتم . آخه از دوم ابتدایی کچل نکردم ... به قول فرمانده پادگانا خر میریم آدم بر میگردیم شایدم بر عکس . قدیمیا که میگن سربازی الان خدمت نیست که مهمو نیه !!! خوب دیگه بسه . یه دفعه این شعراز سیروان اومد تو ذهنم ... به این دلیل که چندی پیش در تنهایی خود به این آهنگ گوش سپرده بودیــــــــــم . (( جمله رو حال کردی )) حالا با من از یک تا چهار بشمار دستا بالا بکن با من تکرار 1. یه قلبه که واسه تو میزنه فقط 2. دو تا چشمم رو توهه دیگه نرو عقب 3. نصف حس من واسه نصف وقتی که اسم تو هست تو ذهن من . شبها گوسفندارو توی خواب بشمارهمون قدر دوست دارم اینم چهار 4. بگو آره تا بشه دوباره**** عاشق تو بشم این بهترین کاره عشق من مثل من**** کسی تو رو دوست نداره حتی نصف من پس پا به پام بیا تا به ما**** حصودیشون بشه تمام آدما ... . . . چه ربطی داشت به مطالب بالا . اگه ربطی نداشت خودتون یه جوری ربطش بدید دیگه ... بی خیال بابا . فکر نکنم تا دو ماه آینده بتونم آپ کنم ولی جون شما و جون این وبلاگ . به من سر بزنیدا . به قول پنگول ... استداء دارم ( با لحجه پرشین cat بخونید ) البته بگم که اگه شیطونی نکنم و فرمانده های عزیز اضاف نزنن نهایت 5 ماه خدمت میکنم به این نظام ... . خوب این دولت 9و 10 اگه هیچ خوبی نداشته باشه حداقل کسری خدمت گرفتن و راحت کرد . ما هم بی نسیب نموندیم . به جای 18 ماه 5 ماه خدمت میکنم . البته واسه من خیالی نیستا . دیگه بسه . حالا یه کم تشکر از دوستان گل : مریم عزیز( خدا جون دوست دارم ) خیلی وبلاگ خوبی داره و آپ هاشم حرف نداره . سارا جون ( تو بگو ) میشه گفت یه وبلاگ متفاوت و جذاب و عالی . واقعا تو وبش آدم لذت میبره . مژگان عزیز ( قلب تنها ) باید بگم که همیشه با اومدنش وبمو گل بارون میکنه در صورتی که خودش گله . آبجی نیلی گلم ( بوی بارون ) که همیشه به من لطف داشته و الانم ازش میخوام سلاممو به امام رضا برسونه چون خیلی به حرم نزدیکه . زهره عزیز ( راه نو ) که امیدوارم مسافرش به مقصد برسه خودشم همسفر خوبی باشه . آبجی بزرگه گلم ( انوار قدسی ) که خیلی به من لطف داشته و آپاشم حرف نداره . شادی جون ( فرشته مقدس ) که واقعا تو وبش آدم کلی حال میکنه چون مطالبش حرف نداره . زینب عزیز ( نیلو فری تنها بر روی آب ) که از اول مهر دیگه آپ نکرده . داداش فرهاد گلم ( راه راست ) خیلی مخلصیما . ابی و عسل ( همسفر عاشق ) دوستا کویتیمون که امیدوارم همیشه شاد باشن . داداش امید گل ( چشم انتظار منتظر ) بهترین داش دنیا که امیدوارم همیشه شاد باشه . نازنین جون ( زندگی زیباست .. ) که حال نا مردارو خوب میگیره . دمت گرم . اسماء جون ( میعاد عاشقانه ) که میشه گفت یکی از بهترین وبلاگارو داره و عکسهای زیبای وبشم عالیه . و ممنون از دوستای خوب و نازنینم که به من سر میزنن . یه چند تا سوال برای اینکه فکرتون بی کار نباشه و بگیم که این آپ یه کم مفید بوده ... اگه خواستید جواب بدید ... 1. نقش اول فیلم تایتانیک پسره بوده یا دختره ؟؟؟! 2. از چه خواننده ای بیشتر از همه خوشتون میاد ؟؟؟ 3. بهترین مسافرتی که تا حالا رفتید کجا بوده و با کی ؟؟؟ 4. تا حالا کسی رو سر کار گذاشتید حالا هر جوری عشقی یا ... ؟؟؟ 5. اهل سیاست هستید ؟؟؟ اگه هستید خواهشن زیادی تند نرید . فیلترو از این حرفا . 6. چه سوالی رو دوست داشتید ازتون بپرسم ... یکی نیست بگه اصلا اینا به تو چه ربطی داره . خواهشا اگه خواستید بگید تعارف نکنیدا . اصولا آدم با جنبه ای هستم . دیگه حرفام تموم شد . . بازم به قول پنگول ... اگـــه میخواین شاد بشیـــن مثل گلها وا بشیــــن بیاین با هم بریمـــــو ادامه مطالبو بخونیـــــــم اگه خواستید برید . چون زیاد مهم نیست ... . ســـــــــــلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به همه شما دوستای گلم وای که چقدر تو این ده روز دلم واسه نت تنگ شده بود . جاتون خالی بود . هوا هم بارونی بود هم آفتاب … البته میتونستم بیام ولی میخواستم کمی از شما دور باشم تا عادت کنم . عادت به چی ؟؟؟؟ تو این آپ میخوام یه چند تا عکس از خونه مادر بزرگم بذارم و بگم که … چهارشنبه بیاین خودتون میفهمید . آره … درست حدس زدید از الان دارم خبر آپ چهارشنبه رو بهتون میدم . همین چهارشنبه 18/9 . بیاین یه آپ ویژه دارم و یه رفتن دو سه ماهه . پس یادتون نره ... وعده ما چهارشنبه ... تا بعد . اومدم بگم که یه سفر ییهویی پیش اومد دارم میرم شمال . احتمالا تا یه هفته نتونم بیام نت تا بعد خدانگهدار 



::ادامه مطلب::



![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


